تنصیفلغتنامه دهخداتنصیف . [ ت َ ] (ع مص ) به دو نیم کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (دهار) (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). دونیم کردن چیزی را و از هم
تصنیففرهنگ مترادف و متضاد۱. ترانه، سرایش، سرود، قول، نشید ≠ نوحه ۲. تالیف، تحریر، تدوین، گردآوری ۳. کتاب، رساله
تصنیف کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. سرودن، ترانهسرایی کردن ۲. نوشتن، تالیف کردن، به رشته تحریر درآوردن (کتاب، رساله)