تنتیللغتنامه دهخداتنتیل . [ ت َ ] (ع ص ) رجل تنتیل ؛ مرد کوتاه بالا. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
تنزیلفرهنگ مترادف و متضاد۱. ربا، ربح، فرع، مرابحه، نزول ۲. فرودآیی، ۳. نازل شدن، ۴. نازل کردن، فرو فرستادن