تهببلغتنامه دهخداتهبب . [ ت َ هََ ب ْ ب ُ ] (ع مص ) پاره پاره شدن جامه . (تاج المصادر بیهقی ). کهنه شدن جامه و دریدن آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموا
لحظهدیکشنری فارسی به انگلیسیinstant, jiffy, minute, moment, point, second, split second, trice, twinkle, twinkling, wink