تارخلغتنامه دهخداتارخ . [ رَ / رُ ] (اِخ ) بارای مضموم ، آذر بت تراش باشد. بزبان پهلوی نام آذر بت تراش است . (برهان ). بعضی گویند بفتح ثالث است و نام پدر ابراهیم علیه السلام است
تارخولغتنامه دهخداتارخو. (اِخ ) نام قدیمش «سمندر». قصبه ایست در 150هزارگزی شمال غربی داغستان ،و آن قرارگاه یکی از خانان قالمون بود. سکنه ٔ آن تاتار و مسلمانند. (از قاموس الاعلام
پلوتارخسلغتنامه دهخداپلوتارخس . [ پْلو / پ ِ خ ُ ] (اِخ ) فلوطرخس پلوتارک . مورخ یونانی که تقریباً بین 50 تا 120م . می زیست . او علوم وقت را در آتن بیاموخت و پیرو فلسفه ٔ افلاطون گر