تانهstrand, towواژههای مصوب فرهنگستان1. نخ یکلا یا چندلا که از اجزای تشکیلدهندۀ طناب است 2. مواد نساجی بههمپیوسته و دراز
تانهلغتنامه دهخداتانه . (اِخ ) موضعی است در هند که در مشرق آن دو قصبه ٔ «بهروج » و «رهنجور» قرار دارند. رجوع به ماللهند بیرونی ص 100 و 102 و التفهیم چ جلال همایی ص 198 و نزهةالق
تانهلغتنامه دهخداتانه . [ ن َ / ن ِ ] (اِ) تان باشد. (جهانگیری ) (برهان ). تان و تار نقیض پود. (ناظم الاطباء). نقیض پود است و آن تارهایی است که جولاهگان برای بافتن مهیا کنند. (ب
تانه شیلوهلغتنامه دهخداتانه شیلوه . [ ] (اِخ ) محل داخل شدن شیلوه یکی از مرز و بوم افرائیم میباشد. (صحیفه ٔ یوشع 16:6). بعضی آن را شیلو و دیگران خرابه ٔ ثعله دانسته اند و آن تلی است ک
متفاوتانهلغتنامه دهخدامتفاوتانه . [ م ُ ت َ وِ ن َ / ن ِ ] (ص نسبی ، ق مرکب ) جداگانه و علیحده . (ناظم الاطباء).
باپ تانهلغتنامه دهخداباپ تانه . [ ن َ ] (اِخ ) مصحف باستانه . نام شهری قدیم در بهستان (بغستان ) در بیستون بنا بعقیده ٔ راولین سن : بیستون محلی است تقریباً در شش فرسنگی کرمانشاه در س