تالسانلغتنامه دهخداتالسان . [ ل ِ ] (اِ) طیلسان . (ناظم الاطباء). معرب آن طالسان است . (معیار ادی شیر از حاشیه ٔ المعرب جوالیقی ). نوعی پوشش آدمی . (اصمعی ). صاحب معیار گوید: لباس
کتالانلغتنامه دهخداکتالان . [ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان رودبار، بخش فیروزکوه شهرستان دماوند. سکنه 700 تن . چشمه سار. محصول آن غلات ، بنشن ، سیب زمینی ، زردآلو، لبنیات . شغل ا
کوتالانلغتنامه دهخداکوتالان . (اِ) دوک . (ازاشتینگاس ). دوک و مغزل . (ناظم الاطباء). || کشتارگاه . (از اشتینگاس ). قصابخانه . (ناظم الاطباء). || (ص مرکب ، اِ مرکب ) فرمانروای قلعه