تلیسهheiferواژههای مصوب فرهنگستانگاو مادۀ بالغ جوانی که زادآوری نکرده یا در مرحلۀ شیردهی به اولین گوسالۀ خود است
تلیلهایانBurhinidaeواژههای مصوب فرهنگستانتیرهای از راستۀ سلیمسانان که پرندگانی خشکزی هستند با جثهای متوسط و پاهایی بلند که روی بالهایشان راهراه و منقارشان قوی و نوکدار است
تلیسلغتنامه دهخداتلیس . [ ت َ ] (ع اِ) پارچه از ابریشم یا کَنَب که بدان بار و جز آن پیچند. گونی . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ج ، تلالیس : و قتلها طرحت (بغداد خاتون ) هنالک ایا
تلیسةلغتنامه دهخداتلیسة. [ ت ِل ْ لی س َ ] (ع اِ) خصیه و گویک مانندی که از برگ خرما سازند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). خصیه مانندی که از برگ خرما سازند و شیشه در آن