تلدیکشنری فارسی به انگلیسیagglomeration, aggregation, bank, drift, driftage, dune, eminences, hill, hummock, pile
تللغتنامه دهخداتل . [ ت َ ] (اِ) کوه پست و پشته ٔ بلند را گویند. (برهان ) (از ناظم الاطباء). کوه پست و پشته ٔ بلند مقابل هامون که زمین صاف است . (انجمن آرا). زمین بلند. (شرفنا
چتللغتنامه دهخداچتل . [ چ ِ ت ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کوکلان بخش مرکزی شهرستان گنبدقابوس که در 64هزارگزی شمال خاوری گنبدقابوس ، کنار راه فرعی گنبد به مراوه تپه واقع شده .