تبضیعلغتنامه دهخداتبضیع. [ ت َ ] (ع مص ) قطع کردن . (از اقرب الموارد) (ازقطر المحیط). بریدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
تبیعلغتنامه دهخداتبیع. [ ت ُ ب َ ] (اِخ ) نام ابوحمیربن عامرحمیری پسر زن کعب احبار. (منتهی الارب ). صاحب اصابه در قسم مخضرمین گفته است : وی زمان جاهلیت را درک کرده است و خلیفه و