تبلهلغتنامه دهخداتبله . [ ت َ ب َل ْ ل ُ ه ْ ] (ع مص ) ابله شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (اقرب الموارد) (قطر المحیط) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ابله و نادان شدن . (آنندراج ).
تبله کردنلغتنامه دهخداتبله کردن . [ ت َ ل َ / ل ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) تبله شدن گچ یا کاهگل . برآمدن از جا. جدا شدن و ریختن .
تبلهصلغتنامه دهخداتبلهص . [ ت َ ب َ هَُ ] (ع مص ) از جامه برآمدن . (از تاج العروس ج 4 س 375) (از قطر المحیط) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).