تبزیللغتنامه دهخداتبزیل . [ ت َ ] (ع مص ) شکافتن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). سوراخ کردن . (از اقرب الموارد).
تبزراقلغتنامه دهخداتبزراق . [ ] (ع اِ) دزی در ذیل قوامیس عرب این کلمه را مرادف تبزر، الختم ، بمعنی مُهر آورده است . (دزی ج 1 ص 140).