تثیلغتنامه دهخداتثی . [ ت َ ] (ع اِ) پست مقل . (ازقطر المحیط) (ناظم الاطباء). || پوست بر خرما. (از قطر المحیط) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
تثیبلغتنامه دهخداتثیب . [ ت َ ث َی ْ ی ُ ] (ع مص ) ثیب [ بی شوی ] گردیدن زن . (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
تثیتللغتنامه دهخداتثیتل . [ ت َ ث َ ت ُ ] (ع مص ) ابله نمودن خودرا بی آنکه باشد، بعد تعاقل کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). تحامق پس از تعاقل . (از اقرب الموارد).
تثییبلغتنامه دهخداتثییب . [ ت َ ] (ع مص ) کالم شدن . (تاج المصادر بیهقی ). کالمه شدن زن . (مجمل اللغة). ثیب گردیدن زن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ثیب شدن زن . (آنندراج ). جد
مؤتثیلغتنامه دهخدامؤتثی ٔ. [ م ُءْ ت َ ث ِءْ ] (ع ص ) کسی که رغبت طعام ندارد. (منتهی الارب ماده ٔ اث ء) (ناظم الاطباء). آنکه رغبت برای خوردن غذا ندارد. بی اشتها. (یادداشت مؤلف
مؤتثیلغتنامه دهخدامؤتثی . [ م ُءْ ت َ ] (ع ص ) کسی که بسیار خورد و چون تشنه گردد تشنگی او به آب رفع نگردد. (منتهی الارب ماده ٔ اث ی ). آن که به علت بسیار خوردن طعام تشنگی او به