تیسلغتنامه دهخداتیس . (اِ) گونه ای از غبیرا. غبیراء بری . گونه ای از پستنک که درختچه ای است قلیل الوجود در جنگلهای شمالی ایران در ارتفاعات بسیار مثلاً در کلاردشت و نور و پل زنگ
کوتیسلغتنامه دهخداکوتیس .[ ک ُ ] (اِخ ) نام پادشاه پافلاگونیه و دست نشانده ٔ پادشاهان هخامنشی بود. (از ایران باستان ). رجوع به همان مأخذ ج 2 ص 1106 شود.
تیسورلغتنامه دهخداتیسور. [ ت َ ] (ع اِ) (از «ی س ر») دابة حسن التیسور؛ ستوری نیکوبردارنده ٔ قوائم . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به شود.
تیسوسیةلغتنامه دهخداتیسوسیة. [ ت َ سی ی َ] (ع اِ) (از «ت ی س ») تکبر و بزرگ منشی . یقال : فی فلان تیسیة و تیسوسیة. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). در تداول عامیانه به معنی طبع تیس (
تیسةلغتنامه دهخداتیسة. [ ی َ س َ ] (ع اِ) ج ِ تَیس . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به تیس شود.