تینالغتنامه دهخداتینا. (اِخ ) فرضه است بر دریای شام . (منتهی الارب ). || طورتَینا یا طورتِینا به مد و قصر، همان طورسینا است . (منتهی الارب ).
تینالغتنامه دهخداتینا. (هزوارش ، اِ) به لغت زند و پازند گل را گویند و به عربی طین خوانند. (برهان ) (انجمن آرا) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). هزوارش تینا، پهلوی گیل ، گل (خاک ).
کوتینالغتنامه دهخداکوتینا. (هزوارش ،اِ) به لغت زند و پازند استر را گویند که مادرش اسب است . (برهان ) (آنندراج ). هزوارش «کتینا» ، استر. (از حاشیه ٔ برهان چ معین ).