تیاسلغتنامه دهخداتیاس . [ت َی ْ یا ] (ع ص ) تکه بان . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). ممسک التیس و صاحبه . (اقرب الموارد).
تیاسلغتنامه دهخداتیاس . [ ] (اِخ ) موضعی است و درآن موضع لشکر بنوعمرو، با لشکر بنوسعد دچار شد و غالب آمد. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (آنندراج ).
تیاسلغتنامه دهخداتیاس . (ع مص ) متایسة. مزاولت و مکالبت و مدافعت نمودن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). تایس متایسة و تیاساً. رجوع به متایسة شود. (ناظم الاطباء). تایس قرنه متایسة و
تیاسلغتنامه دهخداتیاس . [ ت َی ْ یا ] (اِخ ) لقب ولیدبن دینار است . (منتهی الارب )(ناظم الاطباء) (آنندراج ). رجوع ولیدبن دینار شود.
تیاسرفرهنگ انتشارات معین(تَ سُ) [ ع . ] 1 - (مص ل .) به طرف چپ مایل شدن . مق تیامن . 2 - (اِ.) سمت چپ .
تیاسانلغتنامه دهخداتیاسان . [ ت َی ْ یا ] (اِخ ) دو ستاره است . (منتهی الارب ، از آنندراج ) (ناظم الاطباء). نجمان . (قاموس ، از ذیل اقرب الموارد).
تیاسر داشتنلغتنامه دهخداتیاسر داشتن . [ ت َ س ُ ت َ ] (مص مرکب ) مایل به جانب دست چپ بودن . (ناظم الاطباء). رجوع به تیاسر شود.
تیاسرلغتنامه دهخداتیاسر. [ ت َ س ُ ] (ع مص ) بهره کردن گوشت جزور را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). تقسیم کردن گوشت میسر میان خود. (از اقرب الموارد). || آسان گرفتن با