تزبیلغتنامه دهخداتزبی . [ ت َ زَب ْ بی ] (ع مص ) کوی ساختن صیاد خویشتن را تا در آنجا پنهان شود. (تاج المصادر بیهقی ). خانه ساختن صیاد خویشتن را تا در آنجا پنهان شود. (زوزنی ). ز
تزبیةلغتنامه دهخداتزبیة. [ ت َ ب ِ ی َ ] (ع مص ) از پس راندن آنرا. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). راندن آنرا. (اقرب الموارد) (از المنجد) (از متن اللغة). || گوشت را در
تزبیبلغتنامه دهخداتزبیب . [ ت َ ] (ع مص ) قریب به فروشدن گردیدن آفتاب . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). میل کردن و نزدیک شدن آفتاب به غروب . (از اقرب الموارد) (از المنج
تزبیدلغتنامه دهخداتزبید. [ ت َ ] (ع مص ) واچیدن پنبه . (تاج المصادر بیهقی ). پنبه زدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). واچیدن و از هم جدا کردن پنبه تا پاک شود و برای ر
تزبیللغتنامه دهخداتزبیل . [ ت َ ] (ع مص ) بارآوردن زمینی را به کود دادن . (از المنجد) (از متن اللغة). نیرو دادن زمین را به سرگین . (ناظم الاطباء).