تشغبرلغتنامه دهخداتشغبر. [ ت َ ش َغ ْ ب ُ ] (ع مص ) پیچان وزیدن باد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به تشغزب شود.
تشغرلغتنامه دهخداتشغر. [ ت َ ش َغ ْ غ ُ ] (ع مص ) بحد نهایت رسیدن در بدی . || بغایت جهد و امکان رفتن شتر و سخت دویدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد)
تشغزبلغتنامه دهخداتشغزب . [ ت َ ش َغ ْ زُ ] (ع مص ) پیچان وزیدن باد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به تشغبر شود.
تشغیبلغتنامه دهخداتشغیب . [ ت َ ] (ع مص ) شغب کردن . (تاج المصادر بیهقی ). برانگیختن فتنه و بدی و تباهی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
تشغیةلغتنامه دهخداتشغیة. [ ت َ ی َ ] (ع مص ) قطره قطره چکانیدن کمیز را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). قطره قطره بول کردن مرد. (از اقرب الموارد).