26 مدخل
فرار از زندان، گریختن از محبس
زندانبان، زندانی، محکوم، جنایت کار، محبوس
زندانبان ها، زندانی، محکوم، جنایت کار، محبوس
زندانبان
تیزکردن ذهن
۱. تند کردن، تیز کردن ۲. روشنسازی
(تَ) [ ع . ] (مص م .) تیز کردن .
(تَ شَ هِّ) [ ع . ] (مص ل .) میل داشتن به چیزی .
(تَ) [ ع . ] (مص م .) 1 - مشهور کردن . 2 - رسوا کردن .
تیز کردن کارد، شمشیر، و مانند آن.
jailbreak
jailbird, old lag