تشیرلغتنامه دهخداتشیر. [ ت َ ] (اِ) سایه گاهی که در آن کسی راحت کند.(ناظم الاطباء). سایه گاه . (لسان العجم شعوری ج 1 ورق 277 الف ). سایه گاهی برای استراحت . (از اشتینگاس ).
تشیرهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهگوی کوچک سنگی یا بلوری که اطفال با آن بازی میکنند؛ تیره؛ تیله؛ گلوله.
تشیرهلغتنامه دهخداتشیره . [ ت َ رَ / رِ ] (اِ) گلوله ای را گویند که از سنگهای الوان و سخت سازند و بدان بازی کنند. (برهان ) (ناظم الاطباء) (از انجمن آرا) (از آنندراج ). و آن را تی
تشویرفرهنگ مترادف و متضاد۱. تعییر ۲. سرزنش کردن، ملامت کردن ≠ ستودن ۳. شرمسار کردن، شرمنده ساختن ۴. شرمساری، شرمندگی ۵. آشوب