هرسیرلغتنامه دهخداهرسیر. [ هََ ] (اِخ ) قریه ای است بین ری و قزوین و به مدینه ٔ ابن جابر معروف است . (معجم البلدان ).
هرسیشکلغتنامه دهخداهرسیشک . [ هَُ ش َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان شهاباد بخش حومه ٔ شهرستان بیرجند، واقعدر 12 هزارگزی جنوب خاوری بیرجند. جایی دامنه و معتدل است . از قنات مشروب میشو
هرسینلغتنامه دهخداهرسین . [ هََ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ژاورود بخش رزاب شهرستان سنندج ، واقع در 20 هزارگزی جنوب خاوری رزاب و 9 هزارگزی جنوب خاوری دوآب . جایی است کوهستانی و سر
هرسینلغتنامه دهخداهرسین . [ هََ ] (اِخ ) قصبه ٔ مرکزی بخش هرسین شهرستان کرمانشاه واقع در 54 هزارگزی خاور کرمانشاهان و کنار شوسه ٔ کرمانشاه به خرم آباد است . مختصات جغرافیایی آن ب
هرسینلغتنامه دهخداهرسین . [ هََ ] (اِخ ) یکی از بخشهای شهرستان کرمانشاهان است . این بخش در خاور شهرستان واقع شده حدود مشخصات آن به شرح زیراست : از طرف شمال به بخش صحنه ، از طرف خ