هرمزلغتنامه دهخداهرمز. [ هَُ م ُ ] (اِ) نام روز اول است از هر ماه شمسی و نیک است در این روز سفر کردن و جامه ٔ نو پوشیدن و نشاید وام دادن . (برهان ). از نظر ریشه با اهورامزدا، ار
هرمزلغتنامه دهخداهرمز. [ هَُ م ُ ] (اِخ ) ... ابن یزدجرد. رجوع به هرمز سوم و نیز رجوع به ساسانیان شود.
هرمز سوملغتنامه دهخداهرمز سوم . [ هَُ م ُ زِ / س ِوْ وُ ] (اِخ ) پسر یزدگرد دوم ساسانی . رجوع به هرمزبن یزدجرد و نیز رجوع به ساسانیان شود.
هرمز پنجملغتنامه دهخداهرمز پنجم . [ هَُ م ُ زِ پ َ ج ُ ] (اِخ ) وی از آخرین پادشاهان ساسانی و نوه ٔ خسروپرویز است که پس از آزرمیدخت روی کار آمد سلطنت او در حدود سال 630 م . بوده است
هرمز چهارملغتنامه دهخداهرمز چهارم . [ هَُ م ُ زِ چ َ رُ ] (اِخ ) وی معروفترین هرمزهای ساسانی و پسر انوشیروان عادل بود.رجوع به هرمزبن خسرو و نیز رجوع به ساسانیان شود.
هرمزآبادلغتنامه دهخداهرمزآباد. [ هَُ م ُ ] (اِخ ) ده کوچکی است ازبخش حومه ٔ شهرستان نایین واقع در 20 هزارگزی جنوب باختری نایین و 8 هزارگزی راه اصفهان به یزد که دارای 20 تن سکنه است