هرتلغتنامه دهخداهرت . [ هََ رِ ] (ع اِ) شیر بیشه . (منتهی الارب ). هَرّات . هروت . هریت . (اقرب الموارد).
هرتلغتنامه دهخداهرت . [ هََ ] (ع مص ) نیک پختن گوشت را و مهرا کردن . (منتهی الارب ). نیک پختن گوشت را. (تاج المصادر بیهقی ). انضاج و نیک پختن گوشت را تا مهرا شود. (از اقرب المو
هرتلغتنامه دهخداهرت . [ هََ رَ ] (ع مص ) فراخ گردیدن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || هریت گردیدن زن . (منتهی الارب ).
کهرتلغتنامه دهخداکهرت . [ ک َ هََ ] (اِخ ) دهی از دهستان پشت کوه است که در بخش مرکزی شهرستان گلپایگان واقع است و 529 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).
گوهرتلغتنامه دهخداگوهرت . [ گ ُ هَُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان گابریک بخش جاسک شهرستان بندرعباس . واقع در 105هزارگزی خاور جاسک و 5هزارگزی جنوب راه مالرو جاسک به چاه بهار. جلگه و
گهرتلغتنامه دهخداگهرت . [ گ ُ هَُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش شهربابک شهرستان یزد. واقع در 14هزارگزی خاور شهربابک در کنار راه فرعی شهربابک به خاتون آباد. محلی جلگه و ه
هرتکلغتنامه دهخداهرتک . [ ] (اِخ ) دهی است در چهار فرسخی میان جنوب و مشرق بستک فارس . (از فارسنامه ٔ ناصری ). در مآخذ جغرافیایی کنونی نام این ده دیده نشده است .