هرابیلغتنامه دهخداهرابی . [ هََ رْ را بی ی ] (ص نسبی )منسوب به هراب که از سامه ٔ بنی لوی است . (سمعانی ).
هرابذلغتنامه دهخداهرابذ. [ هََب ِ ] (معرب ، اِ) ج ِ هیربذ. (المعرب جوالیقی ص 166). هرابذة. رجوع به هیربد، هربذ، هیربذ و هرابذة شود.
هرابذةلغتنامه دهخداهرابذة.[ هََ ب ِ ذَ ] (معرب ، اِ) ج ِ هربذ. (منتهی الارب ). هیربدان . (یادداشت به خط مؤلف ). خادمان آتشگاهها در هند و آنان برهمنانند و دانشمندان و بزرگان آن دی