رضایت آگاهانهinformed consentواژههای مصوب فرهنگستانتوافق میان پزشک و بیمار برای آغاز درمانی خاص بر پایۀ اطلاع یافتن کامل بیمار از گزینههای مختلف درمانی
بی اطلاعدیکشنری فارسی به انگلیسیignorant, ill-informed, unaware, unawares, unconscious, uninformed, unmindful