incoherencesدیکشنری انگلیسی به فارسیناسازگاری، تناقض، عدم چسبندگی، ناجوری، تمجمج، عدم ربط، نا سازگاری
پراکندگی ناهمدوسincoherent scattering, noncoherent scatteringواژههای مصوب فرهنگستاننوعی پراکندگی که در آن فوتونها حاصل از پراکندگی ناهمدوساند