درز پیشیincisive sutureواژههای مصوب فرهنگستانخط اتصال پیشبَرواره با بَرواره که معمولاً در هنگام تولد مشاهده میشود، اما ممکن است تا بزرگسالی نیز وجود داشته باشد متـ . درز بُرندهای درز پیشبَرواره
گودی پیشیincisive fossaواژههای مصوب فرهنگستانفرورفتگیای در خط میانی کام استخوانی در پشت دندانهای پیش که مدخل مجراهای بُرندهای در آن ناحیه قرار دارد متـ . گودی بُرندهای
نافذدیکشنری فارسی به انگلیسیeffective, incisive, penetrating, penetrative, pervasive, searching, trenchant