هملغتنامه دهخداهم . [ هََ ] (حرف ربط، ق ) به معنی نیز که به عربی ایضاً گویند. (برهان ). لفظ فارسی است مرادف نیز. صاحب بهار عجم نوشته که فرق در لفظ «نیز» و لفظ «هم » این است که
وهمفرهنگ مترادف و متضاد۱. ظن، گمان ۲. پندار، پنداشت، تصور، خیال، فرض ۳. فکر ۴. اوهام، تخیل، توهم ۵. بیم، ترس، خوف، رعب، وحشت، هراس ≠ یقین
وهمدیکشنری فارسی به انگلیسیconjecture, daydream, delusion, fiction, hallucination, nonentity, notion, phantasm, phantom, reverie, whimsy