هارهلغتنامه دهخداهاره . [ رِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان امیری بخش لاریجان شهرستان آمل ، واقع در 18 هزارگزی شمال خاوری رینه . ناحیه ای است کوهستانی و سردسیر. دارای 150 تن سکنه می
هارهورلغتنامه دهخداهارهور. [ رَ هََ رَ ] (اِخ ) نام ناحیه ای در هند، چنانکه در کتاب «سنکهت براهمهر» آمده است . (ماللهند ص 149).
چهارهفتهلغتنامه دهخداچهارهفته . [ چ َ / چ ِ هََ ت َ / ت ِ ] (اِ مرکب ) مرکب از عدد چهار و کلمه ٔ هفته ، برابر بیست وهشت روز. || کنایه از ناچیز و معدوم باشد. (برهان ) (آنندراج ) (مؤ
چهارهزارلغتنامه دهخداچهارهزار. [ چ َ / چ ِ هََ / هَِ ] (عدد مرکب ، ص مرکب ، اِ مرکب ) مرکب از دو عدد اصلی «چهار» و «هزار» عدد واقع بین سه هزار نهصد نود و نه و چهار هزار و یک . اربع
هارهارلغتنامه دهخداهارهار. (اِخ ) شهری بوده است در جنوب دریاچه ٔ زره بار کردستان ، واقع در کوهستان زاگرس که در قرن هفتم ق . م . در اورامان بوسیله ٔ دولت آشور بنا شد. آشوریان آنجا