هالانلغتنامه دهخداهالان . (اِخ )دهی است از دهستان خدابنده لوی بخش صحنه ٔ شهرستان کرمانشاهان ، واقع در 15 هزارگزی شمال صحنه ، کنار راه مالرو صحنه به سنقر. ناحیه ای است کوهستانی سر
هالانفرهنگ نامها(تلفظ: hālān) (کردی) برانگیختن ؛ سرو صدا و جنجال ؛ دوستان ؛ پیچش ؛ (به مجاز) ویژگی دختری که به لحاظ زیبایی ، سرو صدا و جنجال بر پا میکند .
هاتانلغتنامه دهخداهاتان . [ ن ِ ] (ع ضمیر، اِ) به معنی این ، ولی درمؤنث استعمال می کنند. (ناظم الاطباء). این دو زن .
چهارانجیلیلغتنامه دهخداچهارانجیلی . [ چ َ اِ ] (اِخ ) دیاتسارون : چنانکه یک لفظ فروگذاشته نشد از چهارانجیلی ، الا همه درین کتاب ضبط شده . (دیباچه ٔ دیاتسارون ).