هیلارلغتنامه دهخداهیلار. (اِخ ) مستشرق فرانسوی (1805-1895 م .). مطالعات و تحقیقاتی درباره ٔ ادیان ملل شرق بعمل آورده . از آثار اوست : 1- بودا. 2- محمد و قرآن . (فرهنگ عمید).
کوهیاری طبریلغتنامه دهخداکوهیاری طبری . [ ی ِ طَ ب َ ] (اِخ ) از شاعرانی بود که در آمل می زیست و شعرش شهرتی داشت . او راست :نی روز وصال را ز تو خرمیی نی تیره شب هجر تو را بی غمیی نی بر
کوهیارلغتنامه دهخداکوهیار. (اِخ ) قوهیار. قریه ای است به طبرستان . (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). از قرای طبرستان است . (از معجم البلدان ).
کهیلالغتنامه دهخداکهیلا. [ ک َ ] (اِخ ) نام مبارزی بود ایرانی . (برهان ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). نام یکی از مبارزان ولایت توران . (از فرهنگ رشیدی ). نام پهلوانی تورانی . (از ف
کهیلالغتنامه دهخداکهیلا. [ ک َ ] (اِ) کهیله . اسم هندی سلیخه است . (فهرست مخزن الادویه ). کهیله . سلیخه . (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به کهیله و سلیخه شود.
هیذارلغتنامه دهخداهیذار. [ هََ ] (ع ص ) بیهوده گوی بسیارسخن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). هیذر. (از اقرب الموارد).