هذیللغتنامه دهخداهذیل . [ هَُ ذَ ] (اِخ ) ابن مدرکةبن الیاس بن مضر پدر حیی است از مضر و هُذَلی ّ منسوب است به وی . (منتهی الارب ). بنوهذیل قبیله ای هستند وسیع که شامل بطون کثیره
هذیللغتنامه دهخداهذیل . [ هَُ ذَ ] (اِخ ) ابن مسعرالانصاری مکنی به ابوعبداﷲ تابعی است . (یادداشت به خط مؤلف ).
هذیللغتنامه دهخداهذیل . [ هَُ ذَ ] (اِخ ) یکی از بنی الحارث که بقولی رسول (ص ) دختر او را به زنی گرفت . (یادداشت به خط مؤلف ). هذیل بن حکم ، مکنی به ابوالمنذر بوده . (یادداشت م
هذیلیلغتنامه دهخداهذیلی . [ هَُ ذَ لی ی ] (ص نسبی ) هذلی . منسوب به هذیل که قبیله ای است . (سمعانی ).
هذیلیةلغتنامه دهخداهذیلیة. [ هَُ ذَ لی ی َ ] (اِخ ) نام یکی از هفت فرقه ٔ معتزله که اصحاب ابوهذیل علاف اند. (یاداشت به خط مؤلف ، از مفاتیح ). گروهی از فرقه ٔ معتزله و منسوب به هذ
اصحاب ابوهذیللغتنامه دهخدااصحاب ابوهذیل . [ اَ ب ِ اَ هَُ ذَ ] (اِخ ) پیروان ابوالهذیل محمدبن هذیل علاف شیخ معتزله بودند. رجوع به هذیلیه و ملل و نحل شهرستانی چ مطبعه ٔ حجازی قاهره ج 1 ص