اصدقاءلغتنامه دهخدااصدقاء. [ اَ دِ ] (ع اِ) بمعنی دوستان ، و این ج ِ صدیق است که بر وزن فعیل باشد. (غیاث ) (آنندراج ). ج ِ صدیق . (منتهی الارب ) (ترجمان علامه ٔجرجانی ص 63) (اقرب
ادقاعلغتنامه دهخداادقاع . [ اِ] (ع مص ) بخاک وادوسانیدن . (تاج المصادر بیهقی ). بخاک چسبانیدن کسی را یعنی سخت خوار و ذلیل گردانیدن .
ادقاقلغتنامه دهخداادقاق . [ اِ ] (ع مص ) باریک کردن . (تاج المصادر بیهقی ). باریک گردانیدن . (منتهی الارب ). || چیز دقیق دادن . اندک دادن . (تاج المصادر بیهقی ). || نرم کردن آرد.