ارغشلغتنامه دهخداارغش . [ ] (اِخ ) (امیر...)از امرای ملکشاه سلجوقی که بدست عبدالرحمن خراسانی (از پیروان حسن صباح ) به سال 488 هَ . ق . کشته شد.
ارغشلغتنامه دهخداارغش . [ اَ غ َ ] (اِخ ) وهادان (فرهادون ). جدّ آل زیار و حاکم گیلان بزمان کیخسرو. خاندان او اغلب در گیلان میزیستند و گاه حکومت آن ناحیت از دست ایشان به در میشد
کارغش بالالغتنامه دهخداکارغش بالا. [ ] (اِخ ) دهی از دهستان پائین ولایت بخش فریمان شهرستان مشهد در 38هزارگزی شمال خاوری فریمان سر راه مالرو عمومی فریمان به آق دربند کوهستانی و سردسیر
کارغش پائینلغتنامه دهخداکارغش پائین . [ ] (اِخ ) دهی از دهستان پائین ولایت بخش فریمان شهرستان مشهد. 37هزارگزی شمال خاوری فریمان . سر راه مالرو عمومی فریمان به آق دربند. کوهستانی و سردس
ارغشتکلغتنامه دهخداارغشتک . [ اَ غ ُ ت َ ] (اِ) نوعی از بازی باشد که دوشیزگان و دختران کنند و آن چنان است که بر سر دو پا نشینند و کفهای دستها را بر سر زانوها مالند و چیزها گویند و
ارغشتکفرهنگ انتشارات معین( اَ غُ تَ) (اِ.) 1 - نوعی بازی دختران و آن چنان است که بر سر دو پا نشینند و کف های دست ها را بر سر زانوها مالند و چیزهایی گویند و همچنان نشسته بر سر پاها برجهن