افعللغتنامه دهخداافعل . [ اَ ع َ ] (ع ن تف ) (... تفضیل ) وزن صفت تفضیلی در لغت عرب و تأنیث آن بر وزن فعلی باشد چنانکه در: اکبر، کبری و غیره . و این صیغه دلالت دارد بر برتری مو
افعللغتنامه دهخداافعل . [ اِ ع َ ] (ع فعل امر) کن . بکن . که آنرا در استخاره بجای خیر گیرند و مقابل آن را شر دانند. (یادداشت مؤلف ) : لاتفعل و افعل نکند چندان سودچون با عجمی کن
افعل التفضیلفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهدر دستور زبان عربی، اسم تفضیل؛ صفت؛ اسمی یا وصفی که به برتری داشتن موصوفش بر غیر در صفتی دلالت کند. Δ وزن آن در عربی برای مذکر، افعل و برای مؤنث، فُعْلی ا
افعوللغتنامه دهخداافعول . [ اُ ] (ع اِ) یکی از اوزان لغت عرب است مانند فعلول ، چنانکه در کلمه «املول » که نام جنبنده ٔ کوچکی است در ریگزار. و رجوع به نشوءاللغه ص 122 شود.