افستالغتنامه دهخداافستا. [ اَ ف ِ ] (اِخ ) نام کتاب دینی زردشت است که بنامهای زیر نیز در ادبیات فارسی آمده است : اویستا. بستاق . ابستاق . ابستاغ . ابستا. بستاه . آبستا. اپستا. ست
استانلغتنامه دهخدااستان . [اُ ] (اِخ ) سومین پسر داریوش دوم بقول پلوتارک . (کتاب اردشیر بند 1). رجوع به ایران باستان ص 991، 995، 1121، 1122، 1449 شود.
استانلغتنامه دهخدااستان . [ اَ ] (اِ) جای خواب و آرامگه را گویند که بمعنی آستانه باشد. (جهانگیری ). || (ص ) ستان . مؤلف آنندراج گوید: به پشت باز افتاده : ستیزه جویان بر آستان اج
استانبوللغتنامه دهخدااستانبول . [ اِ تام ْ ] (اِخ ) (خلیج ...) خلیج قسطنطنیه . نام قدیم آن «خریسون کراس » آلتون بوینوز و به فرانسه کرن در یعنی شاخ زرّین میباشد. خلیج تنگ و درازیست ک