اسپرسالغتنامه دهخدااسپرسا. [ اَ پ َ ](اِ مرکب ) در بابل واحد مقیاس مساحت ، مسافتی بود که شخصی رشید (یعنی کسی که بحدّ رشد رسیده بود) در مدت دو دقیقه میتوانست طی کند (این مقدار از ز
اسپرسافرهنگ انتشارات معین(اَ پَ) (اِمر.)= اسپ ریس . اسب ریس : واحد اندازه گیری مسافت در ایران باستان و آن مسافتی بود که شخص رشید (یعنی کسی که به حد رشد رسیده باشد) در مدت دو دقیقه می تو
اسپرانتولغتنامه دهخدااسپرانتو. [ اِ پ ِ ت ُ ] (اِ) زبان بین المللی که دکتر زامِن ْهُف در حدود 1887 م . وضع کرده و دستور آن دارای شانزده قاعده است .
اسپراندیولغتنامه دهخدااسپراندیو. [ اِ پ ِ ی ُ ] (اِخ ) ژاک هانری . معمار فرانسوی ، مولد نیم . بنای نُتردام دُلاگارد و قصر لنگ شان در مارسی از اوست . (1829 - 1874 م .).