استفزازلغتنامه دهخدااستفزاز. [ اِ ت ِ ] (ع مص )سبک گردانیدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). سبک گردانیدن ترس کس را. (منتهی الارب ). دل دادن . || سبک شمردن . خوار داشتن . (منتهی ال
استعزازلغتنامه دهخدااستعزاز. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) سخت گشتن بیماری . سخت گردیدن بیماری بر کسی . || چیره شدن بر عقل کسی . || بر جای خود ماندن و سخت گردیدن : استعز الرمل . || غلبه کردن