استقصاء الرّأى العامّدیکشنری عربی به فارسینظرسنجى افكار عمومى , همه پرسى , نظرخواهى همگانى , نظرسنجى همگانى , سنجش افكار عمومى
استحصادلغتنامه دهخدااستحصاد. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) خشم گرفتن . || استحصاد زرع ؛ بهنگام درو رسیدن کشت . (از منتهی الارب ). بدرو آمدن . (زوزنی )(تاج المصادر بیهقی ). || استحصاد قوم ؛ گر
استقادةلغتنامه دهخدااستقادة. [ اِ ت ِ دَ ] (ع مص ) منقاد شدن . (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ).زمام اختیار بدست کسی دادن . گردن نهادن : استقاد لی ؛زمام اختیار بدستم داد. (منتهی الارب
استقدادلغتنامه دهخدااستقداد. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) بر یک وتیره بودن شتران . || پیوسته بودن بر کاری . || برابر و هموار شدن چیزی . (منتهی الارب ).