استدعادیکشنری فارسی به انگلیسیadjuration, conjuration, entreaty, petition, plea, suffrage, supplication
استدعافرهنگ انتشارات معین(اِ تِ) [ ع . استدعاء ] 1 - (مص ل .) فراخواندن ، خواهش کردن . 2 - (اِ.) خواهش .
استدعافرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. درخواست کردن؛ درخواست چیزی با فروتنی؛ خواهش.۲. [قدیمی] فراخواندن.
استدعا کردندیکشنری فارسی به انگلیسیadjure, appeal, ask, crave, entreat, petition, plead, invoke, pray, sue, supplicate