استیضاحلغتنامه دهخدااستیضاح . [ اِ ] (ع مص ) طلب وضوح کردن . طلب پیدائی . آشکار کردن خواستن . (منتهی الارب ). از کسی درخواستن تا چیزی هویدا کند. (تاج المصادر بیهقی ). طلب روشنی . |
استیضاحفرهنگ انتشارات معین( اِ ) [ ع . ] 1 - (مص م .) توضیح خواستن . 2 - (اِمص .) کاوش ، بازخواست . 3 - توضیح خواستن نمایندگان مجلس از وزیری در مورد مطالبی .
استیضاحفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. توضیح خواستن؛ خواستار آشکار کردن مطلبی شدن.۲. (سیاسی) توضیح خواستن گروهی از نمایندگان مجلس از یکی از وزیران یا رئیس دولت.