استیالغتنامه دهخدااستیا. [ اِ ] (اِخ ) کوهی است از کوههای مابین هرات و غزنه .(برهان قاطع) (سروری ) (رشیدی ) (جهانگیری ). مشهورترین شهر غور، بین جبال هرات و غزنه . (معجم البلدان )
استیاکلغتنامه دهخدااستیاک . [ اِ ] (ع مص ) سِواک . مسواک کردن . مسواک زدن . دندان مالیدن . یقال : استاک زیدٌ. (منتهی الارب ).
استیاءلغتنامه دهخدااستیاء. [ اِ ] (ع مص ) اندوهگن شدن . (تاج المصادر بیهقی ). اندوهگین گردیدن . (منتهی الارب ).