اسبطرارلغتنامه دهخدااسبطرار. [ اِ ب ِ ] (ع مص ) بر پهلو خفته یازیدن . (منتهی الارب ). پهن واشدن . پهلو خفتن . کشیده شدن و دراز شدن . || شتاب رفتن شتران . (منتهی الارب ). تیز رفتن ش
رواسب طينيةدیکشنری عربی به فارسیشيره , شهد , چکيده , جريان , جاري , رسوخ , لجنزار , بستر دريا , تراوش کردن , اهسته جريان يافتن , بيرون دادن , لا ي