اسبرلغتنامه دهخدااسبر. [ اِ ب ِ ] (اِ) درختی است که در جنگلهای ایران یافت میشود. برگ آن برای پوشش بام و چوبش برای زغال و میوه ٔ آن برای تغذیه ٔ گاو است .
اسبرلغتنامه دهخدااسبر. [ اِ ب ِ ] (اِخ ) قصبه ٔ کوچکی در سنجاق بایبورد از ولایت ارضروم (ارزنةالروم ) در 60 هزارگزی شمال غربی ارضروم و 87 هزارگزی شمال شرقی بایبورد درساحل راست چو
کاسبرگلغتنامه دهخداکاسبرگ . [ ب َ ] (اِ مرکب ) قطعات سبزرنگ خارجی ترین قسمت گل که کاسه ٔ گل باشد. (گیاه شناسی گل گلاب ص 177).
کاسبرگفرهنگ انتشارات معین(بَ) (اِ.) هر یک از قطعه ها یا بخش های کاسة گل که معمولاً سبز و گاه به رنگ های دیگر است .
کاسبرگفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهپوشش سبزرنگی مانند برگ که گلبرگهای گل در میان آن قرار دارد؛ سپال.