کواسیمهلغتنامه دهخداکواسیمه . [ ک ُ م َ / م ِ ] (ص ) کواسمه است که سهل و آسان باشد. (آنندراج ). سهل و آسان . (ناظم الاطباء). و رجوع به کواسمه شود. || (اِ) آسانی . (برهان قاطع). سهو
ادیمهلغتنامه دهخداادیمه . [ اُ دَ م َ ] (اِخ ) (تصغیرگونه ای از أدمه ) بقول ابی القاسم محمودبن عمر، نام کوهی است و بقولی دیگر کوهی است بین قلهی و تَقْتَد در حجاز. (معجم البلدان
اسیدهلغتنامه دهخدااسیده . [ اُ س َی ْ ی ِ دَ ] (اِخ ) دختر عمروبن ربابة است . (تاج العروس ). رجوع به عمروبن ربابة شود.