احتلاطلغتنامه دهخدااحتلاط. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) غضب . خشم گرفتن . || ستهیدن . (منتهی الارب ). || سوگند یاد کردن . (منتهی الارب ). || شتابی کردن . || تافته و بی قرار گردیدن . (منتهی
احتلاملغتنامه دهخدااحتلام . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) خواب دیدن . بوشاسب . حُلُم . (زوزنی ). شیطانی شدن . بازی شیطانی . (ملخص اللغات حسن خطیب ). مباضعت در خواب . انزال درخواب . جنب شدن د