اخضرارلغتنامه دهخدااخضرار. [ اِ ض ِ ] (ع مص ) سبز شدن . (تاج المصادر بیهقی ). سبز شدن کشت . || سیاه شدن شب . || بریده گردیدن .
اخضرارفرهنگ انتشارات معین( اِ ض ِ) [ ع . ] (مص ل .) 1 - سبز شدن ، به رنگ سبز درآمدن . 2 - سبز شدن کشت .
اخرارلغتنامه دهخدااخرار. [ اِ ] (ع مص ) چیزی را زده انداختن . بیوکندن . (تاج المصادر بیهقی ). بیفکندن . انداختن .
اضرارلغتنامه دهخدااضرار. [ اَ ] (اِخ ) کوه کوچکی در کشور توارغ . || نام چند جایگاه در الجزایر. (از قاموس الاعلام ترکی ).
اضرارلغتنامه دهخدااضرار. [ اَ ] (اِخ ) سرزمین بزرگی است در صحرای کبیر در میان تمیقتو و آیر. (از قاموس الاعلام ترکی ).