قیف بارگیریhopperواژههای مصوب فرهنگستانقیفی بزرگ و فلزی در اسکله برای هدایت بار فله، عموماً غلات، از کشتی به کامیون یا واگن متـ . قيف
دوبة لجنکشhopper bargeواژههای مصوب فرهنگستاندوبة مخزندار با قیفی بزرگ در کف انبار آن که برای حمل لجن و مواد لایروبیشده به خارج از محوطة بندر به کار میرود
شیبانبارhopper holdواژههای مصوب فرهنگستانانبار فلهبَرها که برای جلوگیری از انباشته شدن بار بر روی هم و پیشگیری از جابهجا شدن بار در هنگام حرکت در دریا، شیبدار طراحی میشود
مخزن گوشهایhopper side tankواژههای مصوب فرهنگستانهر یک از مخازنی که در گوشههای فلهبَرها تعبیه شده است تا همزمان به مثابة ترازه نیز کارکرد داشته باشد
واگن قیفیhopper wagon, hopper carواژههای مصوب فرهنگستانواگن باری با کف شیبدار، برای حمل مصالح دانهای که بار آن از کف واگن تخلیه میشود