holesدیکشنری انگلیسی به فارسیسوراخ ها، سوراخ، حفره، گودال، چال، روزنه، منفذ، رخنه، خندق، غار، فرج، گودی، سفت، نقب، فرجه، غول، لانه خرگوش و امثال ان، روزنه کندن، در لانه کردن، سوراخ سوراخ کر
سوراخهای حاشیهsprocket holes, perforationsواژههای مصوب فرهنگستانسوراخهایی با فواصل منظم در حاشیۀ فیلم یا برخی از انواع نوار صدا که در دندانهها گیر میکند
honestiesدیکشنری انگلیسی به فارسیچرت زدن، صداقت، درستکاری، امانت، درستی، دیانت، راستکاری، قدوسیت، جلال، قابلیت امین
اخماسلغتنامه دهخدااخماس . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ خُمس . پنج یک ها.- اخماس غنائم ؛ خمسها که از غنائم دهند.- اخماس معادن ؛ خمسی که بصدقه از حاصل معادن دهند. || هما فی بُرْدَة اخماس ؛
اخماسلغتنامه دهخدااخماس . [ اِ ] (ع مص ) پنج شدن . || خداوند شتران خمس شدن . || پنجم بآب آمدن اشتر. (تاج المصادر بیهقی ). || در بیت ذیل سنائی این صورت آمده است و مکسور یا مفتوح ب
اخمسهلغتنامه دهخدااخمسه . [ اَ م َ / م ُ س َ /س ِ ] (اِ) و بصورتهای آخمسه ، آخسمه و اخمشه نیز آورده اند. شرابی است مثل بکنی که از ارزن و جو سازند. (مؤید الفضلاء). بوزه را گویند