holeدیکشنری انگلیسی به فارسیسوراخ، حفره، گودال، چال، روزنه، منفذ، رخنه، خندق، غار، فرج، گودی، سفت، نقب، فرجه، غول، لانه خرگوش و امثال ان، روزنه کندن، در لانه کردن، سوراخ سوراخ کردن یا برید
چالهسازیhole burningواژههای مصوب فرهنگستانروشی در طیفشناسی برای بررسی پهنای خطوط بسیار باریک که در آن ترازهای جذب یونها و مولکولهای موجود در جامد بلوری بهطور موقت حذف میشوند تا بتوان چالۀ حاصل در م
سستشدگی چاهhole fatigueواژههای مصوب فرهنگستانوضعیتی که در آن بین شروع انفجار و تولید موج لرزهای حاصل از آن تأخیر میافتد