ادفیلغتنامه دهخداادفی . [ اَ فا ] (ع ص ) کوز. کوژ (مرد). (منتهی الارب ). مرد دوتاپشت . (مهذب الاسماء). || درازبال (پرنده ). که بال دراز دارد. || آنکه سرش بسوی گوش گردیده باشد. (
کوجوله کادفیزسلغتنامه دهخداکوجوله کادفیزس . [ ل َ زِ ] (اِخ ) از پادشاهان قوم کوشان است که قندهار و پنجاب و تخارستان را در تصرف داشتند. (ایران در زمان ساسانیان ص 44).
ادفویلغتنامه دهخداادفوی . [ اُ ف ُ وی ی ] (اِخ ) ابوبکر محمدبن علی بن احمد الادفوی الشافعی المقری النحوی . او راست : تفسیر مسمی به استغناء فی علم القرآن . و اقناع فی احکام السماع
ادفویلغتنامه دهخداادفوی . [ اُ ف ُ وی ی ] (اِخ ) کمال الدین ابوالفضل جعفربن ثعلب بن علی الادفوی الشافعی . وی به اُدفو از اعمال قوص (مصر) بسال 685 هَ . ق . متولد شد و از ابن دقیق